تبلیغات
مرصاد - مطالب تیر 1390
مرصاد

زنی که برای زایمان به فرانسه می رود

یکشنبه 5 تیر 1390

نویسنده: عمار |

به زودی دختر یکی از مقامات کشور که در مجموعه جریان موسوم به انحرافی قرار دارد، برای وضع حمل راهی کشور فرانسه می‌شود.
به گزارش ایران دیپلماتیک، این اتفاق در حالی روی میدهد که از یک سو امکانات پزشکی کشور در این رابطه در شرایط مطلوبی قرار دارد و از سوی دیگر درخواست ویزای فرانسه آن هم برای دختر یک چهره مشهور نزدیک به دولت و در شرایطی که کشور فرانسه در چند سال اخیر شدیدترین موضع‌گیری‌ها را علیه کشورمان داشته است، عجیب به نظر می‌رسد.

اما در این میان نوه این مقام دولتی با تولد در کشور فرانسه، تابعیت این کشور را کسب می‌کند؛ و برخی صاحبنظران بر این باورند که علت تولد فرزند در فرانسه، کسب تابعیت این کشور است.


نظرات() 

از «بنی امیه» تا «بنی فتنه» !

یکشنبه 5 تیر 1390

نویسنده: عمار |



1- بعد از جنگ جمل و شكست سخت پیمان شكنان، معاویه كه خود در برپایی فتنه جمل نقش برجسته و موثری داشت و اكنون آرزوی پیروزی بر حكومت عدل علی(ع) را بر باد رفته می دید، برای تردیدافكنی در دل مومنان به سرزنش آنان روی آورد. معاویه در شام و عوامل حكومت بنی امیه در جای جای جهان آن روز اسلام، این ساز بد صدا را كوك كرده بودند كه اگر طلحه و زبیر، آنگونه كه علی(ع) می گوید، از صراط مستقیم اسلام خارج شده بودند و پیكار با آنان ضرورت داشت، چرا پسر ابوطالب(ع) پیش از این، نه فقط آن دو را بیرون از دایره حق نمی دانست، بلكه ایثار و فداكاری آنان در ركاب رسول خدا(ص) را نیز می ستود و به زبان و قلم و قدم از آن دو حمایت می كرد؟! پاسخ این سؤال، روشن بود و كمترین ابهامی نداشت. مادام كه طلحه و زبیر در مسیر اسلام گام می زدند و از صراط مستقیم الهی بیرون نرفته بودند، به حكم اسلام و منطق عقل و ایمان، در حلقه یاران به حساب می آمدند و اما، هنگامی كه به زیاده خواهی روی آوردند و با تحریك دشمنان پای از صراط مستقیم الهی بیرون كشیده و به مخاصمه با حاكمیت عدل صف آراستند، مقابله با آنان ضرورتی غیرقابل اجتناب بود... «حق» همان بود كه از آغاز بود و تغییری نكرده بود. این طلحه و زبیر بودند كه تغییر كرده بودند و دیگر طرفدار حق نبودند، بلكه به مقابله با آن نیز آمده بودند. از این روی، مردمان مومن و خداجویی كه در ركاب امیر مومنان(ع) به روی پیمان شكنان شمشیر كشیدند و چشم فتنه را بیرون آوردند، نه فقط قابل ملامت نبودند كه ژرفای بصیرت آنان در تمیز به موقع سره از ناسره، شایسته بیشترین تقدیر و تقدیس و مثال زدنی نیز بود.

این روزها در پی افشای چهره واقعی جریان انحرافی كه قبل از همه، اعتراض اصولگرایان و توده های عظیم مردم را در پی داشته و دارد، برخی از عوامل بیرونی و داخلی فتنه 88 دقیقا مانند اسلاف فكری و كاخ سبزنشین خود در «شام»، زبان به ملامت مردم مومن و چهره های اصولگرا گشوده و حمایت آنان از دولت احمدی نژاد را با این استدلال كودكانه زیر سؤال می برند كه چرا علی رغم حضور این جریان انحرافی در كنار رئیس جمهور، از آقای احمدی نژاد حمایت كرده بودید؟! فلان نماینده مجلس رگ گردن به عصبانیت یا در تظاهر به عصبانیت سیخ می كند و فریاد برمی آورد «كسانی كه برای احمدی نژاد از سر و كول هم بالا می رفتند، امروزه منتقد شده اند»! آن دیگری كه در حمایت از فتنه آمریكایی- اسرائیلی 88 همه حیثیت خود را یكجا به قمار آورده و باخته است به زعم خود، هشدار می دهد كه «چرا به توصیه های ناقدان - بخوانید سران فتنه- توجهی نكردید و آن هشداردهندگان را از میدان به در كردید كه اكنون شاهد حضور و فعالیت جریان انحرافی باشید»؟!و ....
اكنون باید از این حامیان فتنه 88 و نان به نرخ روزخورهای حرفه ای پرسید؛ آیا كسانی كه بلافاصله پس از مشاهده اولین نشانه های انحراف به مقابله با آن برخاسته اند قابل ملامت هستند یا شما كه از نوك پا تا فرق سر در فتنه آمریكایی- اسرائیلی 88 فرو رفته بودید و با مشاهده صدها سند غیرقابل انكار از وابستگی سران و عوامل فتنه به مثلث آمریكا، انگلیس و اسرائیل، نه فقط زبان به كام كشیده بلكه با همه توان در خدمت بیگانگان قرار گرفته بودید؟! و این كه، كلاه خودتان را قاضی كنید و به این پرسش پاسخ بدهید كه آیا این روزها زبان اسلاف كاخ سبزنشین خود در شام آن روزها را به كام نگرفته اید؟ امروز میان شما و عوامل آن روز معاویه ها و عمروعاص ها چه تفاوتی هست؟ لطفا فقط به یك نمونه از این تفاوت ها - اگر هست كه نیست- اشاره بفرمائید! شما دقیقاً مانند عوامل بنی امیه، هنگامی كه طلحه و زبیر در ركاب رسول خدا(ص) شمشیر می زدند و در بیعت با علی علیه السلام بودند با آنان دشمنی می ورزیدید و بلافاصله پس از آن كه جبهه حق را ترك كردند و ساز مخالفت نواختند، سالوسانه آنان را به نقد كشیدید و در باطن با آنها احساس همراهی و همنوایی كردید. آیا می توانید ارتباط نه چندان پنهان خود با جریان انحرافی را انكار كنید؟ مگر جریان انحرافی چه می گوید و چه می كند كه شما هزاران برابر زشت تر و پلشت تر از آن را نگفته و نكرده اید؟ لطفاً خودتان را به آن راه نزنید، مدیریت جریان انحرافی و فتنه 88 یكی است. اینطور نیست؟! اگر جریان انحرافی اشغالگران قدس را «مردم اسرائیل»! نامیده است، شما كه روز قدس به دستور مستقیم اسرائیل- به توصیه سایت وزارت خارجه اسرائیل، دو روز قبل از روز قدس- به نفع اسرائیل شعار دادید. اگر جریان انحرافی درباره حضرت صاحب الزمان(عج)، نظرات سخیف و منحرفی مطرح می كند، سخنگوی فتنه 88 كه آشكارا وجود مبارك حضرت بقیه الله -ارواحنا له الفداء- را نفی كرد و شما نه فقط دم برنیاوردید بلكه به نمایندگی وی از جانب خود افتخار هم كردید!! نكردید؟! اگر جریان انحرافی مشكوك به رابطه پنهان با عوامل آمریكاست، شما كه آشكارا و بی پرده از دستورالعمل آمریكایی ها و اسرائیلی ها پیروی كردید و روز مبارزه با استكبار جهانی به نفع آمریكا شعار دادید. ندادید؟! جریان انحرافی آلوده به فساد اقتصادی است اما، آیا هیچ یك از مفسدان اقتصادی و غارتگران بیت المال را می توانید آدرس بدهید كه در جبهه شما نبوده باشند؟! شما مسجد آتش نزدید؟ شما به ساحت مقدس امام حسین علیه السلام اهانت نكردید؟ شما به دستور جرج سوروس صهیونیست عكس حضرت امام(ره) را پاره نكردید؟ به دستور مایكل لدین، شعار «توپ تانك بسیجی دیگر اثر ندارد» سر ندادید؟ به پیروی از فرمول جین شارپ به روی مردم مستضعف و محروم صرفاً به دلیل پایداری آنان در اسلام، قمه نكشیدید؟! شما در جریان فتنه 88 با بهایی ها، منافقین، سلطنت طلب ها، ماركسیست ها، عبدالمالك ریگی ها، ائتلاف نكرده بودید و آیا این ائتلاف كماكان ادامه ندارد؟ آیا می توانید فقط یك نمونه -تأكید می شود فقط یك نمونه- از اقدامات و مواضع خود از آغاز فتنه 88 تاكنون را آدرس بدهید كه با دستورالعمل از پیش ابلاغ شده سرویس های اطلاعاتی آمریكا و انگلیس و اسرائیل منطبق نبوده باشد؟! اگر فقط یك نمونه سراغ دارید، بفرمائید. همه دستورالعمل ها با ذكر تاریخ ابلاغ به شما موجود است.
راستی! چقدر جالب و خواندنی خواهد بود اگر فهرستی از یاران خود در فتنه 88 را كه به آمریكا و اروپا و بعضاً اسرائیل گریخته و اكنون با كسب پناهندگی نقاب دروغین از چهره فرو انداخته و به دشمنی آشكار با اسلام و انقلاب و مردم ایران مشغولند، ارائه بدهید. این كه كار سختی نیست. این فهرست را ارائه كنید تا همه بدانند شما چه كاره اید؟
2- معاویه بعد از آن كه از ترفند پیش گفته نتیجه ای نگرفت و در توهم آفرینی میان مومنان و پیروان حضرت امیرعلیه السلام ناكام ماند، به ترفند دیگری روی آورد و آن، این كه؛ اگر علی(ع) امام معصوم است و نگاه ملكوتی دارد، چرا، در آغاز از طلحه و زبیر حمایت كرد كه امروز شاهد خروج و مخالفت آنها با خلیفه مسلمین باشد؟! پاسخ این سوال كودكانه نیز روشن و خالی از ابهام بود، چرا كه؛ اولا؛ مولای ما حضرت امیرعلیه السلام، تا آن هنگام كه طلحه و زبیر در ركاب رسول خدا(ص) به دفاع جانانه از اسلام و مسلمین مشغول بودند و پس از آن، مادام كه پای از صراط مستقیم الهی بیرون نكشیده و در مقابل حاكمیت الهی امام(ع) به تخاصم صف آرایی نكرده بودند، به حكم عقل و شرع از آنان حمایت می كرد و بر این حمایت اصرار نیز می فرمود ولی پس از آن كه انحراف و دشمنی خویش با اسلام و مسلمین را آشكار و فتنه جمل را برپا كردند باز هم به حكم عقل و شرع به مقابله با آنان همت گماشتند چرا كه رهبران الهی و از جمله ائمه اطهار علیهم السلام قصاص قبل از جنایت نمی كنند و نیت ها را به محاكمه نمی كشند. و اما، درباره نگاه ملكوتی حضرت و این كه آیا از ابتدا نسبت به هویت طلحه و زبیر و یا عاقبت كار آنان آگاه بودند یا نه؟ باید به بیان خود ایشان مراجعه كرد. آنجا كه در بخشی از خطبه چهارم نهج البلاغه می فرمایند؛
«پیوسته پیمان شكنی شما را می پائیدم، و نشان فریفتگی را در چهره تان می دیدم. راه دینداران را می پیمودید و آنگونه نبودید كه می نمودید. به صفای باطن، درون شما را می خواندم و بر شما حكم ظاهر می راندم» دقیقا همان گونه كه حضرت آقا، به پیروی از مولا و مقتدای خویش امیر مؤمنان علیه السلام عمل فرمودند.
از این زاویه نیز، كنایه معنی دار! عوامل بیرونی و داخلی فتنه، حرف جدیدی نیست. همان ایراد معاویه و یارانش به حضرت امیر علیه السلام است!!
3- «بنی قریظه» و «بنی نضیر» دو قبیله بزرگ از یهودیان بودند. آنها از طریق تورات و بشارت های حضرت موسی(ع) دریافته بودند كه پیامبر اكرم، حضرت محمدمصطفی(ص) بعد از بعثت به منطقه ای از حجاز و میان دو كوه «عیر» و «احد»- یثرب آن روز و مدینه امروز- هجرت می كند بنی قریظه و بنی نضیر در پی این دریافت به اطراف مدینه كوچ كرده و در انتظار هجرت پیامبر اعظم(ص) نشسته بودند تا اولین كسانی باشند كه به ایشان ایمان می آورند. اما، هنگامی كه رسول خدا(ص) به مدینه هجرت فرمود بنی قریظه و بنی نضیر، با آن كه به تصریح قرآن- از جمله آیه 89 سوره مباركه بقره- اوصاف او را می شناختند و در انتظارش بودند به او كفر ورزیدند، چرا كه از یكسو بزرگان آنها به چرب و شیرین دنیا آلوده شده بودند و از سوی دیگر اعتراض داشتند كه چرا پیامبر آخرالزمان(ص) از میان قوم یهود برانگیخته نشده و می گفتند؛ انتظار ما آن بود كه رسول خدا(ص) از میان ما باشد!
این «قبیله گرایی» به جای «حق گرایی» اگرچه در قوم یهود بروز برجسته و تعیین كننده ای دارد ولی منحصر به آنان نبوده و نیست، بلكه در موارد فراوانی شاهد بوده ایم كه قبیله گرایی یاد شده در قالب «گروه گرایی»، «حزب گرایی»، «ملی گرایی» و نظایر آن بروز كرده است.
اكنون روی سخن با جماعت اندك و فرو پاشیده فتنه گران 88 است و باید خطاب به آنان گفت؛ آیا شما كه مانند یهود بنی قریظه و بنی نضیر، چشم و گوش بسته و دست از تفكر و تعقل شسته از گروه و حزبی كه به آن وابسته اید اطاعت می كنید و با وجود روشنی و بدیهی بودن حقایق، به خاطر وابستگی جبهه ای و حزبی دست از باطل نمی كشید و عنان خود را به دست دشمنان تابلودار اسلام و انقلاب و مردم كشورتان سپرده اید، مصداق واقعی «تعصب جاهلی» و «ارتجاع كور» نیستید؟ و آیا توده های عظیم مردم اصولگرا كه به پیروی از امیرمومنان(ع)، مواضع و عملكرد اشخاص را با معیار «حق» می سنجند و نه حق را با اشخاص؟! و هر جا انحرافی ببینند به مقابله برمی خیزند شایسته تقدیر نمی باشند؟!
حسین شریعتمداری

نظرات() 

توبه نامه شیخ اصلاحات منتشر شد!

یکشنبه 5 تیر 1390

نویسنده: عمار |



شیخ اصلاحات با نوشتن یك توبه نامه از كارهای گذشته، حال و آینده خود توبه كرد. متن این توبه نامه كه اختصاصی «خبرگزاری چیزنا» می باشد، بدین شرح است:

من شیخ بیسوادم. دانا و خوش زبانم. گویم سخن فراوان، با آنكه بی سوادم. یادش به خیر! فتنه 88 چقدر دل ها به هم نزدیك بود!! من بودم و شما بودید و آرای باطله بود و مناظره بود و نامرد، این ممد تمدن، با من قرار می گذاشت، خودش نمی آمد سر قرار! كتكش را من خوردم، شرطش را برای بازگشت خاتمی می گذارد! اینقدر كه به خاطر این خاتمی، سال 88 رفتم «سر كار»، هیچ سالی اینقدر كار نكردم! من را هیچ یادتان هست؛ نمایشگاه مطبوعات، قزوین، روز قدس! من كه از همان اول با شعار «نه غزه، نه لبنان» مخالف بودم. من برخلاف مهندس، شانس نداشتم و ظاهرا مشكلم این بود كه داماد هیچ كجا نبودم! هر كسی حتی آرای باطله، داماد یك جایی بود، الا من! از گوگوش تا سروش، مشكل من این بود كه داماد هیچ كجا نبودم. همه داماد بودند، ما نامزد انتخابات! اصلا اشتباه از من بود كه اسیر این صحنه آرایی خطرناك شدم. من باید جلوی این نظریه «دامادولوژی» می ایستادم. حالا از دست شما هم ناراحتم ها! شما هم داماد خوبی نبودید. ای بی معرفت های نالوطی! قدیمی ها راست می گفتند كه محبت به چشم است. حالا ما را فراموش می كنید دیگر؟ اسی پاتر شد خوب، ما شدیم بد؟! این جریان انحرافی، پاك ما را برده حاشیه. شما هم مرا فروختید به این اسی پاتر. اسی پاتر اصلا كی هست؟ اسی پاتر داماد كجاست؟ من كی ام؟ شما كی هستید؟ اینجا كجاست؟ در انحراف، من قدیمی تر هستم یا اسی پاتر؟ من زودتر از شهرام پول گرفتم یا اسی پاتر زودتر با اجنه مرتبط بود؟! مهم تیغیدن است؛ یكی با سوزن ته گرد، جن تیغ می زند، یكی مثل من در ایام حصر هم به فكر معاملات اقتصادی است!! الان جای شما خالی! هفته ای 3بار می روم استخر. در استخر به جای «ناجا» با «تاجی» سر كار دارم. یواش یواش دارم با فنون شنا، آشنا می شوم. سخت ترین شنا، شنای پروانه است! من مانده ام؛ پروانه كه خودش در هوا پرواز می كند، چرا پس اسم این شنا را گذاشته اند پروانه؟! كدام پروانه ای می تواند در آب شنا كند، كه من دومی اش باشم؟! باز قورباغه یك توجیهی دارد. این روزها گاهی می خوابم كف استخرو نفسم را حبس می كنم و با نفس خود مبارزه می كنم! عاشق شنا كردن در قسمت عمیق هستم. دوست دارم از بالای دایو، شپلق شیرجه بزنم توی آب و از زندگی در دوران حصر لذت ببرم! ایام فتنه از آب گل آلود ماهی گرفتم، اما آب استخر اینجا خیلی هم خوب است! كولر(!) دارد. ما شنیده بودیم كولر، آب داشته باشد، اما نشینده بودیم آب، كولر داشته باشد!!! من این روزها از بس كه عمرم در استخر می گذرد، برای خودم شده ام یك پا آبزی! شش دارم، آبشش دارم و دلی دریایی كه در مساحت هیچ استخری نمی گنجد! استخر اینجا سرپوشیده است و خودشان مراقب چیزهای قیمتی آدم هستند. من كه می آیم استخر قرق است؛ من هستم و یك استخر و «ناجی» كه مراقب است در استخر غرق نشوم! من البته سونا هم می روم و درجكوزی، جك می زنم و خودم را ورز می دهم! القصه آن زمان كه من منحرف بودم، می خواهم ببینم این اسی پاتر كجا بود؟ كی بود؟ مثلا ما پیش كسوت جریان انحرافی هستیم ها! چقدر زود فراموش كردید مرا، اما شما من را می شناسید. خودتان را به آن راه نزنید. من همان بودم كه از آرای باطله شكست خوردم اما چون شكست، پل پیروزی است، خیال كردم در انتخابات تقلب شده. هنوز هم نفهمیدم چی شد كه از 4 نفر، پنجم شدم! این هم خودش جالب است ها! چه كسی تا به حال توانسته بود از 4 نفر، پنجم شود؟! ما داشتیم در تاریخ كسانی را كه از آخر، اول بشوند، اما از 4 نفر، پنجم نداشتیم! من از آرای باطله شكست خوردم، و این در حالی بود كه شورای نگهبان صلاحیت آرای باطله را تایید نكرده بود!! این بود كه من گفتم تقلب شده و الا من كی گفتم تقلب شده؟! همه اش تقصیر این خاتمی بود. من و مهندس را انداخت جلو، تا خودش هزینه ندهد. من كلا به شما كه عرض می كنم زیاد خیال می كردم. من خیال می كردم در خط امام هستم. خیال می كردم از گوگوش تا سروش حالا چه خبر است. خیال می كردم در انتخابات تقلب شده. خیال می كردم ادعای تقلب، سند نمی خواهد. من سندم كجا بود؟! من سند نداشتم، تو را سننه؟! من سند یا من سند له! خیال می كردم بعد از ادعای تقلب در ایران قیامت می شود، اما نشد. تقصیر من بود؟! نشد كه نشد، آنچه می ماند، همین رفاقت هاست!! مگر ما چقدر در این دنیا زنده هستیم. همه ما از این دیار می رویم آن دیار. الان اگر دیار، دیار باقی باشد، می رویم دیار فانی، اما اگر الساعه دیار فانی باشد، خب ما می رویم دیار باقی. من كه آخرش هم نفهمیدم الان دیار باقی است یا دیار فانی؟ یكی این را نفهمیدم، یكی علامت كوچك تر، بزرگ تر را، یكی هم «العربیه» را كه به كجا برمی گردد؟ «خلیج» به كجا برمی گردد؟ رود به دریا می ریزد یا دریا به رود؟ درجه آخر دوست آن باشد كه در فتنه 88 گیرد دست دشمن، بعد توبه كند! توبه مهم است. گذشته ها گذشته! من توبه كرده ام از خیال كردن. از دشمنی كردن. می خواهم برگردم. شرطی هم ندارم. شما هم توبه كنید. من هم توبه می كنم. همه توبه كنند. همه با هم توبه كنیم. من اگر توبه نكنم، شما اگر توبه نكنید، چه كسی توبه كند؟! من می خواهم برگردم، اما نمی دانم با چه رویی و به كجا برگردم؟! برگردم به همانجایی كه «العربیه» برمی گردد، یا به كجا؟! اصلا چرا برگردم؟! برگردم كه چی بشود؟! برنگردم، چی كار كنم؟! برگردم یا برنگردم؟! برگردم چی می شود، برنگردم چی می شود؟! من كه شرمنده ام از شما. شما هم بیایید از من شرمنده باشید! همین شرمندگی خوب است. همین چیزها از آدم می ماند. براندازی ارزش این حرف ها را ندارد. الان وقت استخرم هست؛ آموزش شنای پروانه! چه شكنجه ای!! چه دردی، چه رنجی، چه كشكی، چه پشمی! ای پروانه! تو داری در هوا پرواز می كنی و ما باید تو را در آب، شنا كنیم!!صد رحمت به ملخ! این هم شد زندگی!

نظرات() 

نزدیكی به شاه علت ضدیت كریستین امانپور با جمهوری اسلامی

یکشنبه 5 تیر 1390

نویسنده: عمار |



خبرنگار ایرانی تبار آمریكایی علت ضدیت خود با جمهوری اسلامی ایران را افشاء كرد. كریستین امانپور كه در سالیان گذشته در شبكه تلویزیونی سی ان ان فعالیت می كرد و اكنون به شبكه تلویزیونی ای بی سی آمریكا پیوسته است گفت: پیش از پیروزی انقلاب(اسلامی) در ایران، خانواده ما به شاه(مخلوع) نزدیك بود و ما كاری به سیاست نداشتیم. وی كه به عنوان یك گزارشگر ضد ایرانی شناخته می شود انقلاب اسلامی را «تحولی جهنمی» در جهان خواند و گفت: انقلاب نه تنها به صورت اصولی، منطقه را متحول كرد و روابط ایران را با آمریكا و بقیه جهان تغییر داد، بلكه تاثیرات شخصی برای همه ما(ایرانیان) نیز دربر داشت و آن(انقلاب) تمامی چیزهایی را كه ما می دانستیم زیر و رو كرد.

امانپور افزود: در زمان شاه، سیستم حكومتی تك حزبی كه بسیاری از مردم آن را دیكتاتوری می خواندند بر ایران حاكم بود ولی ما روابط خوبی با آن داشتیم.
وی با اشاره به بیداری اسلامی كه در منطقه روی داده است خواهان حمایت از جریان های نزدیك به آمریكا شد و گفت: من نگرانم كه اگر ما مراقب نباشیم ممكن است گروه های اسلامی در این كشورها تلاش كنند از این موقعیت به دست آمده استفاده كنند، بنابراین باید در طرف میانه روها در این كشورها باشیم و از آنان حمایت كنیم.

نظرات() 

دستگیری یك مقام ارشد دولتی دیگر

یکشنبه 5 تیر 1390

نویسنده: عمار |

وغنی که پس از استعفای محرابیان عملا بخش عمده وزارت صنایع را اداره می کرد با ادغام معاونت بین الملل وزارت صنایع در معاونت اقتصادی به مهره کلیدی این وزارتخانه تبدیل گردید.وی که پس از برکناری محرابیان وبا ادغام وزارت صنایع در بازرگانی در پست خود باقی مانده بود ارتباط نزدیکی با اسفندیار رحیم مشایی رییس دفتر احمدی نژاد داشت

منابع خبری از دستگیری افشین روغنی معاون ارشد وزارت صنایع و از چهره های نزدیک به اسفندیار رحیم مشایی خبر می دهد.

افشین روغنی معاون اقتصادی و امور بین الملل وزارت صنایع ومعادن امروز دستگیر شده است.

روغنی که پس از استعفای محرابیان عملا بخش عمده وزارت صنایع را اداره می کرد مهرماه 1387 از سوی محرابیان بعنوان معاون اقتصادی این وزارتخانه منصوب ویک ماه بعد با ادغام معاونت بین الملل وزارت صنایع در معاونت اقتصادی به مهره کلیدی این وزارتخانه تبدیل گردید.

افشین روغنی که پس از برکناری محرابیان وبا ادغام وزارت صنایع در بازرگانی در پست خود باقی مانده بود، ارتباط نزدیکی با اسفندیار رحیم مشایی رییس دفتر احمدی نژاد داشت.

گفته می شود پس از دستگیری‌های اخیر اعترافاتی مبنی بر نقش روغنی در فعالیتهای اقتصادی جریان انحرافی صورت گرفته است که در راستای تحقیقات درباره این موضوع روغنی دستگیر شده است.

نظرات() 

← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :